Wednesday, September 07, 2005

خانواده ما

منتظر بودم که همه برن بیرون تا بتونم با خیال راحت فیلم سوپری رو که از یکی از دوستام گرفته بودم ببینم. خواهرم رفت مدرسه و مامانم هم رفت سر کار. بابام بهم گفت: خودت میری دانشگاه یا من برسونمت؟ گفتم: خودم میرم و رفتم تو اتاق به بهانه لباس پوشیدن. بابام بعد از چند دقیقه اومد و خداحافظی کرد و رفت سرکار. منم سریع رفتم سراغ فیلم سوپره که قایمش کرده بودم تو کمدم. کامپیوتر رو روشن کردم و سی دی رو گذاشتم و نشستم به تماشا کردن. ازاون فیلمای بکن بکن بود. از اونایی که کیر و کس و همه چیزو نشون میدن و آخر هر باری که مرده زنه رو میکنه آبشو یا میریزه رو سینه اش یا رو صورتش. داشتم با کیرم که راست شده بود ور میرفتم و با خودم فکر میکردم یعنی اونایی که سکس دارن هم همینطوری آبشونو میریزن اینجاها؟ با خودم فکر میکردم مثلاً زن و شوهرا هم همینطورن؟ نمیدونم چی شد ولی یهو بابا و مامان خودمو تجسم کردم و بابام رو تجسم کردم که کیرشو محکم داره میکنه تو کس مامانم و بعدش میکشدش بیرون و مامانم دهنشو باز میکنه و آب بابام رو میخوره. یهو خیلی حال کردم. آخه من همیشه از مامانم خوشم میومد. یعنی به نظرم مامانم خیلی زن سکسی ای هست. جوری که خیلی از موقع هایی که جق میزدم چشامو می بستم و مامانمو تجسم میکردم. همونطوری که با خودم ور میرفتم به مامانم فکر میکردم و ایکه الان میتونم پستونای بزرگش رو بذارم تو دهنم و کیرمو بکنم تو کسش یا تو کونش که نه خیلی بزرگه نه خیلی کوچیک. نمیدونم چرا ولی خیلی با این مساله حال میکردم و فکر کردن به کس مامانم باعث میشد آبم زود بیاد! مامانم زن خوشگل و تو دل بروییه جوری که همه مردا یه طوری بهش نگاه میکنن و اونم با این که سرشو میندازه پایین و کمتر با کسی حرف میزنه ولی من میفهمم که خوشش میاد که مردا هنوز هم بهش توجه میکنن. نمونه اش همین سرایدار خونمون یاسر که یه پسر شهرستانیه که پنج شیش سال از من بزرگ تره و هر بار که قبضا رو میاره دم در یا به هر بهونه ای میاد دم در خونمون من میفهمم که با دیدن مامانم کیرش راست میشه. خلاصه تو این فکرا بودم و داشتم فیلم سوپر رو نگاه میکردم که صدای چرخیدن کلید رو شنیدم. از ترس داشتم می مردم. خوشبختانه صدای اسپیکر خاموش بود وگرنه هر کسی میتونست صدای آه و اوه این جنده های فیلم سوپر رو بشنوه!آروم خودمو کشوندم پشت در و از سوراخ کلید نگاه کردم ببینم کیه. اول باورم نمیشد ولی دیدم که بابام با دختر عمه ام اومدن تو خونه. شهره حدوداً سی و یکی دو سالش بود و تازه از شوهرش جدا شده بود. فکر کردم با بابام سر مساله طلاقش کاری داره که اومده اینجا ولی تعجب کرده بودم که چطور با هم اومدن خونه. از سوراخ کلید دیدم که شهره مانتو و روسریش رو داره درمیاره و تو همون فاصله هم گفت: کسی که خونه نیست دایی جون؟ بابام هم اومد طرفش و گفت: نه عزیزم. در بیار لباستو. باورم نمیشد ولی شهره وقتی مانتوش رو درآورد هیچی تنش نبود جز یه کرست سیاه و شلوار جینی که پاش بود. بابامو دیدم که آروم اومد طرفش و سرشو گذاشت رو سینه شهره. درست نمی دیدم ولی حدس میزدم که داره پستوناش رو میخوره. یه کم که خورد و شهره حسابی آه وناله کرد بابام گفت: بیا بریم تو اتاق و دستشو گرفت. باورم نمیشد که بابام و دختر عمه ام با هم رابطه داشته باشن. وقتی که رفتن تو اتاق نمیدونستم چکار کنم ولی میخواستم ببینم چطور سکس دارن. این بود که آروم درو باز کردم و پاورچین پاورچین رفتم پشت در اتاق. در بسته بود. شروع کردم به دید زدن از سوراخ کلید. بابام شلوارشو کشیده بود پایین و داشت دکمه های پیرهنش رو باز میکرد و شهره هم داشت شلوارش رو درمی آورد. پستونای شهره رو میتونستم ببینم که از توی کرستش اومده بودن بیرون. عجب سفت و تپل بودند! نوک قهوه ایش از همه چیز سکسی تر بود. وقتی شهره شلوارش رو کاملاً درآورد فقط شورت سیاهش پاش بود و رون ها و ساق پای سفید و بلوریش کاملاً خودنمایی میکردن. بابام هم پیرهنش رو دیگه کامل درآورده بود. شهره رفت طرف بابام و بغلش کرد و یه لب حسابی از هم گرفتن و تو همون حالی که داشتن لب میگرفتن بابام دستاشو گذاشته بود رو کون شهره و شهره هم دستشو گذاشته بود رو شورت بابام و داشت کیرش رو براش میمالوند. بعدش آروم اومد پایین و جلو بابام زانو زد و شورتش رو کشید پایین. داشتم کیر بابام رو میدیدم که سفت سفت شده بود و جلوی دهن شهره بود. شهره هم اونو آروم آروم کرد تو دهنش و شروع کرد به ساک زدن. بابام چشاشو از زور حالی که داشت میکرد بسته بود. با خودم گفتم پس تو دنیای واقعی هم همه از این کارا میکنن. شهره حسابی کیر بابام رو داشت میخورد و هر چند ثانیه یه بار کیر رو از تو دهنش در میاورد و با زبون از ته تا سرش رو میلیسید و بعد دوباره میکرد تو دهنش و میک میزد. کیر خودم سفت شده بود و آرزو میکردم کُسی مثل شهره برای من ساک بزنه. خیلی دوست داشتم می رفتم تو و همون طوری کیرمو درمی آوردم و میکردم تو دهن شهره ولی جلوی خودمو گرفتم! بعد از چند دقیقه شهره بلند شد ایستاد و شورتش رو درآورد. بابام معلوم بود که حسابی حشری شده چون همون لحظه شهره رو گرفت و هلش داد عقب. جوری که شهره چسبید به دیوار. البته اینو دیگه نمیتونستم ببینم ولی از صدای محکم خوردنش به دیوار اینو فهمیدم. چند لحظه بعد صدای جیغ شهره رو شنیدم. معلوم بود که بابام کیرشو کرده تو کس شهره. ولی نمیتونستم چیزی ببینم. اعصابم ریخته بود به هم. باید هر طوری که شده اون صحنه رو ببینم. یه کم که فکر کردم دیدم بهترین راه اینه که برم تو تراس. از تو اتاق خودم میتونستم برم تو تراس و از گوشه تراس میتونستم توی اتاق خواب رو ببینم (این دقیقاً اون کاری بود که همیشه میکردم تا مامانمو دید بزنم!). آروم خودمو رسوندم به اتاقم و درو بستم و رفتم تو تراس. یواش یواش خودمو رسوندم به جایی که میشد دید زد و نشستم. خوشبختانه تراس ما به هیچ خونه دیگه ای دید نداشت و راحت میتونستم در حالی که دید میزنم با کیر راست شده و بدبخت خودم ور برم. سرمو که یه کم بردم جلوتر دیدم که شهره چسبیده به دیوار و یه پاش بالاست و بابام ایستاده جلوش و داره تلمبه میزنه. صدای زیادی نمی شنیدم ولی از صورت شهره معلوم بود که کیرگنده ای به جون کُسش افتاده. بابام همینطور کیرشو عقب جلو میکرد و محکم و محکم تر کیرشو میکوبوند. تو همون حال یهو دیدم که توی خیابون (تو موقعیتی که من بودم میتونستم از اون بالا خیابون رو ببینم ولی هیچ کسی از تو خیابون نمیتونست منو تشخیص بده) ماشین مامانم داره به خونه نزدیک میشه. صدای پارک کردن ماشین رو شنیدم و بعدش هم صدای یاسر سرایدارمون که به مامانم سلام میکرد. تو همون حالی که داشتم کردن شهره رو تماشا میکردم شنیدم که مامانم از ماشین پیاده شد و اومد سمت خونه. حسابی ترسیده بودم. نمیدونستم چیکار کنم. با خودم فکر کردم الان اگه مامانم بیاد و این صحنه رو ببینه حتماً یه دعوای حسابی تو خونه به وجود میاد. هم ترسیده بودم و هم اینکه میخواستم سکس بابام و شهره رو تا آخر ببینم. تو همون حالتای نگرانی بودم که صدای چرخیدن کلید رو شنیدم. مامانم اومده بود توی خونه. آروم خودمو رسوندم پشت در اتاقم و دیدم که مامانم آروم درو بست. صدای شهره از تو اتاق میومد و آه و اوهش داشت حالا دیگه منو منفجر میکرد. آب کیرم همینطور مونده بود دم کیرم و نمیشد بیاد بیرون. مامانم آروم رفت طرف اتاق. خواستم برم بیرون و جلوش رو بگیرم ولی یه حسی بهم گفت نه!. رفتم تو تراس و دیدم بابام شهره رو دولا کرده رو تخت جوری که پاهاش رو زمین مونده و دستاش رو تخته و داره از پشت میکندش. بابام همینطور داشت تلمبه میزد و من چیزی نمی شنیدم. منتظر بودم که مامانم بره تو و داد و بیداد راه بندازه ولی نمیدونم چرا مامانم نمیرفت تو. بابام ضربه هاش رو محکم تر و محکم تر میکرد تا جایی که یهو کیرشو درآورد و گذاشت رو کون شهره و دیدم که حسابی آبش زد بیرون جوری که جهش اول آبش رفت تو موهای سیاه و بلند شهره و جهش های بعدیش تا روی شونه شهره رفت و حسابی پشت شهره و کونش آب کیری شده بود! از تعجب داشتم شاخ درمیاوردم. احتمالاً مامانم همه این صحنه ها رو دیده بود و با خودم داشتم فکر می کردم همین الانه که بره تو. ولی نمیرفت. کنجکاو شده بودم. رفتم تو اتاق خودمو خودم رو رسوندم به پشت در. صدای پای مامانمو شنیدم که آروم داشت میومد به طرف در خروجی. از سوراخ کلید نگاه کردم و دیدم که داره میره بیرون. ولی چیزی که نفهمیدم این بود که چرا دوربین فیلمبرداریمون دستش بود. برام مهم نبود. انقدر صحنه های سکس بابام و شهره جالب بود که همونجا تو اتاق نشستم و یه جق اساسی زدم که البته به ده ثانیه هم نرسید و سریع آبم اومد! وقتی آبم اومد تازه نگران شدم. نکنه مامان از سکس بابام و شهره فیلم برداشته بود؟ حالا با اون فیلم میخواست چیکار کنه؟ نکنه ببره کمیته؟ وااااااااای... نکنه بابامو اعدام کنن؟باید جلوشو میگرفتم. آره. باید میرفتم دنبال مامانمو جلوشو میگرفتم. آروم از در اتاقم اومدم بیرون. صدایی از اتاق خواب نمیومد. خودمو آروم رسوندم به در خروجی و رفتم بیرون. از پله ها رفتم پایین و رسیدم به دم در. ماشین مامان هنوز اونجا بود. تعجب کرده بودم. پس مامانم کجاست؟ یه کمی دورو برمو نگاه کردم. رفتم تو کوچه و این طرف و اونطرف رو نگاه کردم ولی اثری از مادرم ندیدم. اومدم تو و درو بستم. رفتم سمت اتاقک یاسر که پایین پله ها بود تا ازش بپرسم ببینم ندیده مامانم کجا رفته؟ نزدیک در که رسیدم و خواستم در بزنم صدای مامانمو شنیدم. باورم نمیشد مامانم اونجا باشه. گوشمو چسبوندم به در. شنیدم که مامانم میگفت: میدونم که همیشه دوست داشتی ترتیب منو بدی. یاسر هم گفت: بله خانوم آخه.... آخه شما خیلی خوشگلید. مامانم خندید. من که تازه جق زده بودم و فقط می شنیدم از صدای خنده مامانم حشری شدم. خیلی خنده سکسی ای بود با یه آهی که آخرش کشید حسابی کیرمو دوباره راست کرد. نمیشد کاری نکرد. باید یه بهونه ای پیدا میکردم تا ببینم اون تو چه خبره. یه کم نگاه کردم به در اتاقک یاسر. ولی سوراخ کلیدش از اونایی نبود که بشه تو رو دید. از اون در آهنیا بود. شیشه ای هم نبود و کلاً اتاقکش فقط یه پنجره کوچیک داشت که به حیاط خلوت پشتی باز میشد. سریع خودمو رسوندم به حیاط خلوت پشتی و رو زمین دراز کشیدم تا کسی اومد منو نبینه. آروم آروم و سینه خیز (!) رفتم جلو تا رسیدم به پنجره که لاش یه کمی باز بود. واااااااای...چی می دیدم؟ مامانم لخت لخت ایستاده بود و یاسر کف کرده جلوش نشسته بود. یاسر یه دستش به کیرش بود و دست دیگه اش رون پای مامانمو چسبیده بود و داشت آروم روش حرکت میکرد. کس مامانم رو می تونستم ببینم. پر از پشم بود. بالاتر از اون پستونای درشت و سفتش بود. مامانمم آروم دستاشو گذاشته بود روشون و داشت باهاشون ور میرفت. مامانم با صدای سکسیش گفت: حالا باید زبونتو بذاری روش و برای اینکه اثر حرفش بیشتر بشه گفت: رو کُسم. یاسر زبونش رو درآورد و گذاشت لای چاک کس مامانم و شروع کرد به لیسیدن. صدای آه مامانمو شنیدم و بعدش اینکه میگفت: جوووون... چه زبون داغی داری.... جووووون.... بهتر از شوهرم کسمو میخوری و یاسر هم که حسابی حشری بود همینطور به خوردن و لیسیدن ادامه میداد. یه کم بعد مامان خودشو کشید عقب و به یاسر گفت: حالا لباساتو دربیار. و همینطور که مامانم می نشست رو زمین یاسر هم لباساشو درآورد. مامانم خوابید رو زمین و پاهاشو کاملاً از هم باز کرد و با دو تا دستاش مچ پاهاشو گرفت. حالا میونستم اون کُس بی نظیرش رو ببینم. الکی نبود که همه مردا دوست داشتن مامانمو بکنن. کُسی بود واسه خودش. ولی حالا داشت کسش رو به سرایدار شهرستانی خونمون میداد. یاسر که این صحنه رو دید داشت خل میشد. اومد نشست بین پاهای مامانم و کیرش رو گرفت دستش و گذاشت دم کُس مامانم. کیر نسبتاً بزرگی داشت. کیر رو هل داد تو کُس مامانم و مامانم یه جیغ بلندی زد که من لرزیدم. باورم نمیشد که کس دادن مامانمو به این بچه شهرستانی ببینم. یاسر کیرشو درمی آورد و دوباره تا ته فشار میداد و هنوز شروع نکرده بود به تلمبه زدن. مامانمم آه و ناله میکرد و میگفت: جووون... عجب کیری.... وااااااای... چه گندست.. گنده تر از کیر شوهرمه.... جوووون. یاسر یواش یواش ضربه هاش رو مرتب تر کرد و شروع کرد به تلمبه زدن. من فکر میکردم همون موقع آبش بیاد (اگر من الان رو مامانم بودم تو همون دو ثانیه اول آبم میومد!) ولی خیلی حرفه ای تر از این حرفا بود. مامانم با هر ضربه کیر یاسر یه آهی میکشید و معلوم بود حسابی داره حال میکنه. یاسر هم ضربه هاش منظم تر شده بود و بعد از یه مدت کوتاه قشنگ خوابید رو مامانمو شروع کرد به لیسیدن گردن و سینه اش. بعدش یه کم بلند شد و همونطور که کیرشو تو کس مامانم نگه داشته بود شروع کرده به خوردن پستوناش که این کار معلوم بود خیلی مامانمو حشری تر کرده بود. بعد از اینکه حسابی پستونش رو خورد کیرش رو درآورد و بلند شد و به مامانم گفت: برگرد که میخوام حالا کونتو جر بدم.مامانم برگشت و کونش رو کرد به یاسر. چیزی که می دیدم خیلی برام غیر قابل باور بود. یاسر نوک کیرش رو با آب دهنش خیس کرد و کیرشو گذاشت دم کون مامانم. همونطوری که داشت میکرد تو مامانم گفت: آروم... آروم... میدونی؟ من به شوهرمم کون ندادم هنوز! خیلی برام عجیب بود. یعنی این بار اول مامانمه که داره کون میده؟ ودیدم کیر یاسر آروم آروم و با صدای ناله مامانم رفت تو کون تپل مامانم. یاسر یه کم کیرش رو اون تو نگه داشت و بعد شروع کرد به تلمبه زدن ولی خیلی آروم. مامانم قرمز شده بود و معلوم بود حسابی داره درد میکشه. یاسر سرعتش رو بیشتر و بیشتر کرد و مامانم آه و اوهش حسابی بلند شده بود. با هر ضربه یاسر میتونستم گوشتای کون و رون مامانمو ببینم که دارن میلرزن. یه کم بعدش یاسر گفت: خانوم آبمو کجا باید بریزم؟. مامانم گفت: درش بیار بدش به من. یاسر آروم کیرشو درآورد و مامانم برگشت. به یاسر گفت: بخواب. کاری میکنم که حسابی حال کنی. اونم مثل یه برده خوابید رو زمین و مامانم رفت بین پاهاش و کیرشو گرفت تو دستشو شروع کرد یه کمی براش جق زدن. همون لحظه برای من کافی بود تا آبم بیاد. جلو خومو گرفتم و ادامه دادم به دید زدن. مامانم کیر یاسر رو گذاشته بود تو دهنش و داشت برای ساک میزد و همزمان با اون یکی از دستاش رو سینه یاسر بود و اون یکیش هم داشت با کیر و تخم هاش ور میرفت. یه کم که به این کار ادامه داد دیدم یاسر صدای آهش بلند شد و گفت: آه..آه...داره میاد...داره میاد. و بدنش شروع کرد به لرزیدن. ولی من چیزی نمی تونستم ببینم چون کیرش تو دهن مامانم بود و هر چی آب تو کیرش بود رفته بود تو دهن مامانم. پس این چیزایی که تو فیلم سوپرا می بینیم واقعاً اتفاق میفته. مامانم حسابی آبش رو میخورد و با کیرش ور میرفت و براش ساک میزد جوری که یاسر به نفس نفس افتاده بود و از شدت لذتی که برده بود داشت می مرد. بعد از نزدیک به یک دقیقه مامانم کیر یاسر رو درآورد و دهنش رو باز کرد تا به یاسر بفهمونه که همه آبش رو قورت داده. نمیدونم چطور دستم خورد به کیر و هر چی آب توش بود اومد بیرون. برای بار دوم اون روز آبم اومده بود بیرون و بار دومیه خیلی بیشتر حال داد. وقتی چشامو باز کردم دیدم که مامانم لباسشو پوشیده و داره خودشو مرتب میکنه. یاسر هم بی حال افتاده بود اونجا. اومدم از جام بلند شم و برم تو خونه که چشمم افتاد به دوربین فیلمبرداری ای که مامانم از خونه آورده بود بیرون. مامانم بعد از اینکه لباساشو پوشید رفت دوربین رو از رو تاقچه برداشت و خاموشش کرد و گفت: بعدها با دیدن این فیلم حسابی حال میکنم یاسر جون. تو هم یادت باشه که هر وقت دوست داشتی می تونی منو بکنی. و یه چشمکی به یاسر زد و اومد بیرون

8 Comments:

Blogger seksenojavan said...

salam
khoshhalam avalin nafaram ke cmments mizaram
dastane khobi bood
rasti age site sexy IRANI khob soragh dari be ma begoo.
bye
sekse_nojavan@yahoo.com

Sep 7, 2005, 4:00:00 PM  
Blogger amozesha said...

سلام
هنوز داستان جدیدت رو ندیدم ولی امیدوارم مثل گذشته خوب باشه و حتماً هم همینطور خواهد بود
خوش باشی
سارا

Sep 8, 2005, 7:35:00 AM  
Blogger سكس با مامان جونم said...

سلام
داستانتو خوندم ون قبلا این داستانو تو یه وبلاگ خونده بودم داستان خوبی موفق باسی به من هم هتم ن سر بزن ادرس من اوض شودده ...

Sep 13, 2005, 4:19:00 AM  
Anonymous Anonymous said...

کار نیکی که به جا می آوری کوچک مشمار زیرا کار نیک را در جایی می بینی که شادمانت می

کندوعمل زشتی را که انجام می دهی کوچک مشمار زیرا آن را در جایی می نگری که بد حالت می کند

Oct 18, 2008, 11:07:00 PM  
Anonymous Anonymous said...

سلام اگه پسرم نبودی حتماً ازت شکایت میکردم که داستان سکس من رو تو اینترنت پخش کردی.
ارادتمندت یاسر!!!

Mar 23, 2009, 6:54:00 AM  
Anonymous Anonymous said...

کون توپ میخوام. پول توپ میدم. یه خانم زنگ بزنه. 09335772032

Sep 12, 2014, 6:14:00 AM  
Anonymous yaset said...

منم‌کس مامانت خیلی دوس دارم

Sep 24, 2014, 3:21:00 AM  
Blogger KAM KAM20 said...

برو بمیر اشغال

Dec 2, 2014, 3:14:00 PM  

Post a Comment

<< Home