Saturday, May 05, 2007

مامان حميرا 3

صبح که بیدار شدم دیدم مامان خیلی ناز به پهلو خوابیده و پستونای گندش افتادن روهم. کونو که نگو. چون ملافه از روش رفته بود کنار یه کم سردش شده بود و خودشو جمع کرده بود که باعث شده بود کونشم قلمبه بزنه بیرون. یه چند دقیقه با خیال راحت نگاه کردم. بعد رفتم سمت دستشویی. وقتی برگشتم دیدم حمید تو اتاق مامان داره مامانو دید می زنه. منم رفتم پیشش. تا منو دید گفت: خوب خودتو پیش مامان جا کردی ها. شبانه روزی حال می کنی. منم گفتم: نه بابا، دیشب کاری نکردیم. یعنی مامان نذاشت. همش داشتیم صحبت می کردیم. حمید گفت: درباره چی؟ گفتم: درباره چطور شروع شدن سکس تو با مامان حالا قرار شده یه بار با هم از خجالت مامان در بیاییم. (من و حمید با هم خیلی راحت بودیم. همیشه با هم فیلم سوپر می.دیدیم یا درباره کس و کون زنای فامیل با هم حرف می زدیم.) حمیدم گفت: جدی؟ مامان اینو خواست؟ منم گفتم: آره. گفت که از خداشه. حمیدم کیرشو یه فشار داد و گفت: خوب پس معطل چی هستی؟ شروع کنیم دیگه. منم با کمال میل قبول کردم. جفتمون لخت شدیم و رفتیم رو تخت. حمید گفت: یه لحظه صبر کن من الان میام. بعدش رفت و از تو اتاقش یه اسپری آورد زد به کیر من و خودش گفت: اینم برا محکم کاری که حالا حالاها مشغول باشیم. منم رفتم سراغ سینه های مامان، حمیدم رفت سراغ کونش. شروع کردیم به بوسیدن ولیسیدن. مامان سریع چشاشو باز کرد، ما رو لخت و کیر به دست دید، یه لبخند رضایت زد و گفت: شمایین بچه ها؟ چی شده صبح ناشتا هوس سکس کردین؟ بعد طاقبازخوابید، دستشو گذاشت زیر پستوناش یه تکون بهشون داد و گفت: خوب حالا بیاین شیر صبحانتونو بخورین تا بعد. ما هم شروع کردیم. کرست مامانو کشیدیم زیرپستوناش و شروع کردیم به خوردن. مامانم با دستای مهربونش دست می کشید رو سرِ ما و سرِ ما رو فشار می داد رو سینه هاش. بعد حمید کیرشو گرفت دستش، می مالیدش به شکم و بدن مامان. منم خوشم اومد. داغ شده بودم. کیرم شده بود مثل لبو. منم شروع کردم. وای چه حالی می داد. پوست نرم مامان با بدن گوشتیش کیرمو شق تر می کرد. مامان دیگه صداش در اومده بود. همش آخ جون آخ جون می کرد وکسشو می مالید. حمید کیرشو مالید به صورت مامان. اونم مثل وحشیا یه لقمش کرد، همشو کرد تو دهنش. بعد به من گفت: توام بیکار نشین. برو پایین مشغول شو. منم شورت مامانو درآوردم. کسش آب انداخته بود. شروع کردم لیسیدن. چه مزه توپی داشت. اشتهامو باز کرد. منم دیوانه وار می خوردم و صورتمو فشار می دادم لاپاش. فکرشم نمی تونستم بکنم الان کیرمو می کنم تو این کس نرم و آبدار. آخه مامان تو حموم نذاشت کسشو بکنم. منم تشنش بودم. مامان همچنان کیر حمید تو دهنش بود. حمیدم با سینه های مامان بازی می کرد. مامان دیگه طاقتش تموم شد و با التماس ازم خواست بکنمش. منم مثل برق پریدم، یه تف رو کیرم انداختم و کردمش تو. مامان انقدر خوشش اومد که نفسش بند اومده بود. اگه کیر حمید تو حلقش نبود اون رو می ذاشت رو سرش ولی حرکاتش که تشکو چنگ می زد و هی کمرشو از زمین بلند می کرد که بیشتر کیرم بره تو معلوم بود چقدر داره حال می کنه. منو که نگو، مثل خرگوش داشتم تلمبه می زدم. بعد حمید کیرشو از دهن مامان در آورد و گفت: برو کنار من برم سر پست خودم. فهمیدم منظورش چیه ولی دوست نداشتم اصلا از کس مامان جدا بشم. مامان دستمو گرفت کشید طرف خودش. گفت: بیا اینجا ببینم شیطون. بعد یه لب با حال ازم گرفت و شروع کرد کیرمو ساک زدن. این قدر حشری بود و محکم می مکید که تو دلم خالی می شد. حمیدم یه بالش گذاشت زیر کمر مامان و پاهاشو داد بالا، طوری که زانوهاش جمع شد تو شکمش وشروع کرد کس و کون مامانو لیس زدن و کون مامانو انگشت کردن. منم بیکار نموندم. با پستونای گنده مامان ور می رفتم. چقدر خوش فرم بودن تو این حالت. پستونای نرم گنده که پهن شدن رو قفسه سینش و مثل بادکنکی که توش آب کردی تکون می خوره. مامانم داشت مثل چی حال می کرد. آخه هم از کس و کون هم پستون داشت تحریک می شد. کیر منم که تو دهنش بود داشت خودشو خفه می کرد. ولی این تازه اولش بود. هنوز به برنامه اصلی نرسیده بودیم. مامان همچنان مشغول ساک زدن بود که حمید خواست کیر نکرشو بکنه تو کون مامان که مامان سریع هلش داد عقب گفت: مگه می خوای شکنجم کنی که الان می خوای کونمو بکنی؟ حمید گفت: خوب پس چی کار کنم؟ تو که می دونی من عاشق کونتم. مامان منو با دست هل داد گفت: بزار حامد اول شروع کنه، چون کیرش باریک تره کونم جا بازکنه. حمیدم گفت: نه، یک ساعته دارم آمادش می کنم حالا حامد اول بکنه توش؟ مامانم گفت: انقدر خودخواه نباش. به منم فکر کن چی می کشم. اونم قبول کرد. منم مامانو ماچ کردم و مثل برق پریدم جای حمید. به به! دستش درد نکنه. واقعا حمید جون سنگ تموم گذاشته بود ولی مامان چون هم حمید حال کنه هم خودش بیشتر کیف کنه گفت: حامد تو بخواب. بعد اومد نشست رو کیر من و کیرم خیلی راحت تا ته رفت تو کون مامان. من فکر کنم مامان زیادی ادای سوراخ تنگا رو در می آورد. شایدم کیر من خیلی کوچیکه. بعد یه چند لحظه که کیرم قشنگ نشست تو کونش به حمید گفت: حالا تو بکن تو کسم عزیزم. مامان می گفت تا حالا این حالتو تجربه نکرده و همیشه آرزوشو داشته. همش می گفت: زود باشین دیگه، مردم، زودتر. من زیاد از این حالت خوشم نیومد. چون نمی تونستم با پستونای مامان بازی کنم. آخه پشتش به من بود ولی خوب بهتر از هیچی بود. حمیدم بالاخره کیرشو جا کرد تو کس مامان و شروع کرد به تکون دادن. منم همین طور. مامانو که نگو، خونه رو گذاشت رو سرش: وای چه حالی میده، دارم می میرم. آخ بکنین. کس و کونمو یکی کنین. من که عاشق این حرفای مامان بودم. اون جوری حرف زدنش کیر پیرمردو سنگ می کنه، من که جای خود. یه چند دقیقه که این جوری مامانو کردیم حمید بلند شد. مامان صداش در اومد: چرا بلند شدی؟ داشتم حال می کردم. حمید به من گفت: خوب حالا جاها عوض. ولی مامان گفت: نه من دستم خسته شده. من می چرخم تو بکن تو کونم، حامدم تو کسم. آخ که من قربونتون برم. نمی دونین چقدر دوست داشتم مثل زنای تو فیلم سوپرا این جوری گاییده بشم. بعد یه تف رو کیر من و حمید انداخت، چند بار بالا پایین کرد و دوباره نشست رو کیر من. ولی این بار کرد تو کسش. خیلی گشاد شده بود ولی بازم حال می داد، چون پستونای گنده مامان آویزون می شد تو صورتم. حمیدم از پشت کیرشو آروم جا کرد تو کون مامان ولی این بار مامان حال کرد. چون کونش آماده بود و به حمید غر نزد. مامانم خودشو خم کرد و خوابید رو من تا کیر حمید قشنگ بره تو کونش. حمیدم که به کون مورد علاقش رسیده بود مثل یاغیا تلمبه می زد. چون حرکتش خیلی سریع بود مامان پرت می شد جلو، سینه هاشم می خورد تو صورت من. کیرمم تو کسش بالا پایین می شد. منم حال می کردم. وای که دوست داشتم مامانو تو حالتی بینم که داره با دوتا کیر کرده میشه. مامان داشت دیگه پرواز می کرد. گفت: خوب بچه ها، حال می کنین؟ حمید که همش می گفت: جون، عجب کونی. مال خودمه. نرم ترین وگرم ترین کون دنیاس. بعد گفت: تو چی حامد، خوش می گذره بهت؟ چرا هیچی نمیگی؟ منم گفتم: من دارم خفه میشم. ببین چه چیز گنده ای تو دهنمه. نمی تونم حرف بزنم. اونم خندش گرفت. گفت: نوش جونت عزیزم. بخور. ما هم از جلو عقب تو کس و کون مامان تلمبه می زدیم و اونو به آرزوش می رسوندیم. همون جور که اون این کارو برای ما کرده بود. مامان دیگه داشت ارضا می شد. می گفت: بچه ها تورو خدا یه کاری کنین یه خورده دیگه طول بکشه. من دیگه دارم میام. منم گفتم: خیالت راحت. حمیدم با شنیدن این حرف مامان که داره ارضا میشه تلمبه زدناشو شدیدتر کرد. منم همین طور مامان دیگه داشت عربده می زد چندتا آه بلند کشید و ارضا شد و بی حال به پهلو افتاد کنار من. بیچاره نا نداشت حرف بزنه. من و حمیدم نگاش می کردیم. خیلی صحنه جالبی بود. یه خورده که حالش جا اومد گفت: وای چه حالی کردم. هیشکی تو عمرم اینجوری بهم حال نداده بود. (مامان باز از اون حرفا زد. من دیگه مطمئن بودم مامان با کسای دیگه هم سکس داره.) بعد گفت: ببینم شماها که مثل خروس بودین چطور هنوز آبتون نیومده؟ حمیدم از کنار تخت اسپری نشونش داد و خندید. مامان فهمید جریان چیه. زود بلند شد کونشو طرف من قمبل کرد و گفت: می خوام آبتونو تو کس و کونم با هم حس کنم. منم یه تف به کون مامان زدم و کردم توش. هی کیرمو کامل می کردم توش و در می آوردم. حمیدم داشت ما رو نگاه می کرد و جق می زد. به مامان می گفت: مامان چقدر حال میده کون دادنتو می بینم. چقدر باحال میشی وقتی یکی داره کونتو میگاد. حدود ده بارکه این کارو کردم حس کردم داره آبم میاد. به مامان گفتم: مامان داره میاد. داره میاد. اونم گفت: جون، عزیزم بزار بیاد. کون مامانو سیراب کن عزیزم. آبتو بریز تو کونم. منم با تمام قدرت کیرمو کردم تو کونش و تمام آبمو توش خالی کردم. اونم هی قربون صدقم می رفت. بعد طرف حمید قمبل کرد و گفت: خُب، تو که ضربه فنی شدی. حالا حمید تو بیا کس مامانو سیراب کن. منم افتادم گوشه تخت. حمید کیرشو کرد تو کس مامان و با قدرت تمام که از روی شهوتش بود می کرد تو کس مامان. اونم حال می کرد. حمید راست می گفت. منم وقتی دیدم مامانم داره کس میده یه حالی شدم. خوشم اومد. دیدن مامان تو اون حالت یعنی گاییده شدن خیلی با حال بود. یه دفعه صدای نعره حمیدو شنیدم و مامان که می گفت: آخ جون، کسم پر شد. عجب کمری داره پسرم. کس و کونم داره شالاپ شالاپ صدای آب کیر میده. حمید و مامانم کنار من ولو شدن. منم که یه خورده حالم جا اومده بود سریع رفتم حموم. وقتی برگشتم دیدم حمید پشت دره و می خواد بره دوش بگیره. اومدم بیرون دیدم مامان هنوز دراز کشیده رو تخت و آب کیر من و حمید از کس و کونش زده بیرون. عجب بوی آب کیری می داد اتاق. رفتم مامانو بوسیدم. گفتم: چیه مامانی؟ چرا بلند نمیشی؟ چیزیت شده؟ مامان دست انداخت گردنم منو کشید رو خودش گفت: نه عزیزم، هنوز تو کمام. حسشو ندارم بلند بشم. ولی شیطون امروز خوب مامانو ناکارکردی ها! کس و کونم داره می سوزه ولی من عاشق این سوزششم. فقط خدا کنه الان که بابات میاد از گشاد گشاد راه رفتنم من و بوی تابلو اتاق چیزی نفهمه. بعد حمیدم از حموم اومد بیرونو مامانم رفت تا بابا نیومده یه دوش بگیره ولی بیچاره راست می گفت ، نمی تونست درست راه بره. وقتی برگشت دید من و حمید صبحانه رو آماده کردیم. اومد نشست سرمیز. گفت: به به، دستتون درد نکنه. امروز حسابی مامانو تحویل گرفتینا. اون از سکستون که سنگ تموم گذاشتین، اینم از صبحانه. آخه من همیشه کون گشادیم میاد صبح که از خواب پا میشم صبحانه درست کنم. البته با بلایی که امروز سرم آوردین دیگه به معنای واقعی کون گشاد شدم. بعد صبحانه رو خوردیم و هرکی رفت سرِ کارِ خودش. بابامم اومد. من ترسیدم نکنه الان شک بکنه ولی تا اومد یه سلام کرد و رفت تو اتاق خوابید. هیچیم نگفت. مامان بیچاره گفت: می بینین؟ انقدر به من توجه داره که نگفت زن چته؟ مگه پاره شدی این جوری راه میری؟ منم تو دلم گفتم: واقعا اگه مامان با کسای غریبه سکس کنه حق داره. آخه این که نشد زندگی. فقط کار. اونم برای یه زن حشری مثل مامان من که بیست و چهار ساعته کیر می خواد. البته بعد سکس اون روز تا چند روز حرفشم نزد... ادامه دارد

0 Comments:

Post a Comment

<< Home